ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
313
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
كه تركمنها اهل سنتند - و بيش از همه خوى غارتگرى علت اصلى اين خصومت شناخته مىشود و اين همه در اثر بىحفاظتى مملكت و دشتهاى پهناور مجاور مرز ، و همچنين با بادپائى و آموختگى اسبهاى تركمن ، تسهيل مىگردد . اسرائى كه در اين « چپاول » ها به چنگ تركمانان مىافتند به نواحى مستحكم و مطمئن سرخس و مرو برده مىشوند تا از آنجا آنها را به بخارا و خيوه ببرند و به غلامى بفروشند . هرگاه در بين اسيران از مردم متمكن يا اروپائيان هم يافته شوند ، براى رهائى آنان مبالغ معتنابهى پول مىخواهند كه اغلب به چندين هزار تومان بالغ مىشود . تمام تدابيرى كه تا به حال حكومت اتخاذ كرده است ، تا از اين غارتگريهاى همسايههاى سركش و ياغى كه اين قسمت از كشور را خالى از سكنه كردهاند جلوگيرى كند ، چون با شدت و استقامت لازم توأم نگرديده بىحاصل و نتيجه مانده است . به كرات قواى ايران سرخس و مرو را اشغال كردهاند اما ديگر قواى تقويتى براى آنها فرستاده نشده و به همين دليل تركمانان توانستهاند راه رسيدن آذوقه و نفرات را به آنها قطع كنند ، همهء سربازان را به اسارت بگيرند و همچنين به غلامى بفروشند . 2 . حول و حوش استرآباد كه تركمانان با كشتيهاى كوچك براى فروش نمك و نفت به آنجا مىآيند و گاه براى آدم دزدى نيز ، فرصت را مغتنم مىشمارند . چند سال پيش طبيبى روس كه سهوا در تاريكى به يكى از زورقهاى آنان وارد شده بود به اسارت افتاد ، كه پس از گرفتن مبلغ هنگفتى به عنوان بازخريد او را رها كردند . اما تركمانان ناگزير شدند اين مبلغ را بعدها مسترد دارند « 15 » . حاكم قبلى به نام جعفر قلى خان بجنوردى كه در ايام جوانى و پيش از آنكه به خدمت دولت درآيد خود در غارتهاى تركمانان شركت كرده بود مىدانست كه با صرف نيروى خود چگونه اين نابكاريها را متوقف سازد ؛ اما در دربار مورد سوءظن قرار گرفت و دولت عالما و عامدا از تقويت و تأييدش كوتاه آمد و جانشين وى كه شاهزادهاى بود از عموهاى شاه به هيچ وجه لياقت احراز اين مقام را نداشت ؛ در دوران حكمرانى او راهزنان باز تا پشت دروازههاى شهر راه يافتند . 3 . نواحى كوچك واقع در جنوب غربى مملكت كه كردها ، بختياريها و لرها در كوههاى آن مأمن دارند . اين طوايف در مواضع مستحكم كوهستانى خود قدرت شاه را به ريشخند گرفتهاند ، فقط از خانهاى خود حرفشنوى دارند و به سركردگى آنان براى راهزنى از موضعهاى خود خارج مىشوند . خانها كه اغلب تا اندازهاى نسبى با سواد و تربيت شدهاند درست مانند سواران راهزن ما در قرون وسطى دست به غارت و چپاول مىزنند و از بحث دربارهء چپاولهائى كه كردهاند هيچ شرم نمىكنند . يكى از آنها از يك اروپائى كه با من آشنائى داشت دعوت كرد تا در جريان قافلهزنى با او همراهى و
--> ( 15 ) . Fraser , Reisen in Turkistan ; و همچنين اثر سخت جالب توجه زير : Murawief , Reise nach Chiwa